گاهی
توی زندگی همه آدمها یک صبحی هست که بیدار که میشن...
چشمشون می افته به زخمشون...
نگاهش میکنن و میگن چرا خوب نمیشی...؟
و بعد زخم خودشون را میبوسن و راه میافتن و میرن دنبال زندگیشون...
گاهی خوب میشه... گاهی نمیشه....
همین

+ نوشته شده در جمعه پنجم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 20:29 توسط آفو
|
من ... آفو...