هي ... تو ...

به نظرتون اينكه آدم انتظار داشته باشه در بدترين شرايط واقعيت رو بدونه ، حالا نه از همه .... از اونايي كه خودشون خوب ميدونند ازشون انتظار ميره ، خواسته خيلي زياديه ؟!!!! من سعي كردم تا هميشه ظرفيت شنيدن حقيقت را داشته باشم ، سعي كردم رفتار و عكس العملم طوري باشه كه لايق شنيدن واقعيت ها باشم هر چند سخت ، هر چند دلگير ، هر چند غم انگيز ... ولي نميفهمم شنيدن دروغ از آدمهايي كه انتظار روراستي از آنها را دارم دليل بر بيظرفيتياست يا كم بودن لياقت!! هر چقدر هم كه عادت داشته باشم به اين دور زدن ها و ريا بازي ها ، هر چقدر هم كه خودم را زده باشم بر طبل بي عاري و بيخيالي ، اما از اينكه سكوت كنم و سكوت تلقي شود به سادگي و خريت !!! تا مرزجنون پيش ميروم !!!
هي ... تو ... تويي كه در منجلاب دروغگويي و بي صداقتي غرق شده ايي و فكر ميكني آنقدر ماهرانه نقش بازي ميكني كه به مخيله كسي خطور نميكند ظاهر و باطن كاملا متفاوتي از هم داري ، در اين مسير جز ايجاد فاصله هاي عميق راه به جايي نميبري ... !!! باور كن بازي هايت بچه گانه است ... باور كن دستت خيلي وقت است خوانده شده است ... بس است ديگر ... اين بازي ها قديمي است !!!

من ... آفو...